المحقق الأردبيلي
65
اصول دين ( فارسى )
در امامت پيدا نشده بود بلكه بعد از آن پيدا شده « 1 » » معنى ندارد ؛ چه حصر صريح آيه است چنان كه معلوم است از علم عربيّت ، پس اعتراض بر خداى تعالى باشد . و بعد از تسليم آنكه حصر نمىباشد مگر در محلّ شك و تردّد ، چرا نتواند بود كه چون خداى تعالى مىدانست كه خواهند تردّد نمود در امر امامت ، نفى حقيقت آن تردّد فرموده باشد و گفت كه : « بدانيد و تردّد مكنيد بعد از اين در امر امامت ، كه حقّ آنكس است كه در نماز تصدّق كرده باشد » و مبالغه مىفرمايد و مردمان را امر مىكند به دانستن امامت و بر ايشان حجّت تمام مىكند . و امثال آن در حديث و قرآن بسيار است . و همچنين اعتراض ديگرش آن است كه « « الّذين آمنوا و هم راكعون » جمع است و حضرت امير يك كس بوده ، از براى او نباشد » . « 2 » و حال آنكه خود گفت كه : « به اتفاق مفسّرين اين آيه در شأن حضرت در آن محل فرود آمد » . باآنكه جمع از براى تعظيم بسيار است ، مىتواند بود كه اشاره باشد بهآنكه هرمؤمن مىبايد كه چنين باشد در شفقت به مسكين حتى در نماز كه محل خشوع و توجه به خدا و قطع توجه از چيزهاى ديگر و همراه نداشتن مال مگر انگشترين كه داشتن آن از سنن مؤكّده است ، و باوجود آن بايد به سايل داد . و به آنكه امامت را بىاستحقاق به كسى نمىدهم بلكه به واسطهء استحقاق و رغبت كسى به حال رعيت و توجه كسى
--> ( 1 ) . همان ، ص 476 - 477 . ( 2 ) . شرح تجريد قوشچى ، ص 477 .